ماده ِ گرگ بی جفت

زوزه ی ِ گرگ

در باد پراکنده است

جنگل ِ سوخته

(مگس بی دلیل)

چراغ ِ خاموش

گرمای ِ تهی شده

تابستان ِ بی آغاز

(تصویر بر عکس)

ماشین ها به خیابان نیمه شب ، ساکن
در آستانه ی ِ وزش ِ باد
دیوانه سان
چه دلبرانه رقصی می کند
بته ی کوچک

آغوش به آغوش
به نیم تنه ی برهنه ی ِ تیرک
چراغ ِ برقی
فرداروز
بته ی ِکوچک ِ خشک

[بهاریه]

پائیز بی واژه
دوست بهتری بود
خواب ِ خوبان ِ بی بهار
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کتاب ِ دروغ
هبوط بر جرده ی ِ آسمان
تفسیر ِ حماقت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ملودی در باد
خنده بر خواب می رود
هزار پای ِ بهار

(محاکمه در خیابان)

آدمها به کوچ ِ کوچه
فقدان ِ نسیم
بته ی ِ کوچک

ــــــــــــــــــ

(اپیدمی ِ هستی)

باغچه ی ِ خشک
جان تازه میابد
چاه ِ خانگی !
ــــــــــــــــــ

(تسلسل ِ مثلث)

استثمار ِ درختان
پائیز در دل می ماند
حیاط ِ بی درخت
ــــــــــــــــــ

(مخاط ِ سوسک)

کود ِ شیمیایی
آسفالت ِ مرگ اندود
چرخ ِ مدرنیته

90

دستش به دهنش نمی رسید کسی که دستش زیر دستگاه قطع شده بود
———————–
یه جهنم درونش داشت کسی که از نزدیکان خدا بود !!
———————–
جای خالی شو کسی نمیتونست پر کنه – کسی که هیچوقت وجود خارجی نداشت !
———————–
جاش همیشه کنارم سبزم بود – چمن ِ پارک
———————–
جاش خالی بود کسی که از اول جایی برای نشستن نداشت
———————–
توی آینه زندگی می کرد – کسی که تختش رو به روی آینه بود
———————–
آهنگ ساز بود – بهش میگفتن نُت !
———————–
خیلی آتیشی بود – همیشه کونش میسوخت !
———————–
دستش از دنیا کوتاه بود – دایناسور تی رکس

89

  • با لالایی خودش خوابش برد
    کسی که خودکشی کرده بود

    قبل نوشت :
    با لالایی خودش خوابش برد
    کسی که مرده بود

 

  • نویسنده نبود اما خیلی می نوشت
    مجسمه شو ساختن و بعد از یه مدتی شد نماد نویسندگی
    ماشین تایپ – خودنویس – پر

    رونوشت به خودم

 

  • اهل کتابت نبود – اهل کتاب خودش بود
    روحانی ِ دینی

 

  • تو خیابون زندگی می کرد – مردی که تو کوچه پشتی به قتل رسیده بود

 

  • شبا قبل از خواب دندوناشو مسواک میزد – کسی که با سنگ خودش ُ سیر می کرد

 

  • دنبال کفش می رفت
    سگی که با پا نوازش می شد

 

  • آدم ِ شکست خورده ای بود – درد ِ گشنگی نکشیدید؟

 

  • کبوتر ِ فاخته بر آشیان اخته شد از بس رو آنتن و سیم برق نشست

 

  • پرتو درمانیش میکردن – خورشید / وقت ِ شب

    برای دوست ِ یکی از دوستانی که تازه باهاش آشنا شدم – دلم گرفت

Private Shouts

فریادهای درگوشی

دمادم

یادداشت های محبوبه موسوی

تخته سیاه

شعرهای امین شاهنده - رازها و روزها

تَب خال

آخرِ بازی

یک جنسِ دوم

یک زن. همان که جنسِ دوم می خوانندش.

نجواگونه هایی در ســــــــــکوت

در سکوت بی مانند خود به نجوا پرداخته ام، نجوایی آرام و لذت بخش

naghshi

از نشانه های مومن آنست: که وبلاگ نقشی را میخواند. ( پراکندهایی از نقش ونگار اورجینال)

پرده ی آخر

وقت اضافه

Parviz Azadian

Just another WordPress.com site

زندانيان سياسى

مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

Qar Yolcusu

قاریولجوسو

ردّ پا روی حرف

کلمات رد پای منند در این بیکران

رنجنامه

آنچه زندگی می طلبد ،کمی شجاعت است

hamitanha

Smile! You’re at the best WordPress.com site ever

نافله ی شب های من

هیچ و خاکستر

Danceswithdreams

nothing more than the others

بیداری

وبلاگ شخصی پوریا کاف

08:48

Holy shit

پلاك80

آنچه از من گمشده است...

Goldene Verstand

.Once upon a time, I had a goldene Verstand. I lost it, just as I lost myself. I am here to find it again.

آه که اینطور !

خستگی های یک ذهن خسته !

آواره ای در آمستردام

درد دلها و خاطرات آوارگی‌ها ,تنهاییها و تلخ و شیرینهای زندگی

ساحل غربی

درد دل های یک غریبه...

کافه زن

یادمان میم، زنی که رویایی ناتمام ماند

حالا‌هر‌چی

آخرالزمان من است اینجا. به حساب خودم می‌رسم

راوی به روایت خودش

روایت های این وبلاگ ، برداشت آزاذ من است از آنچه دیده ام

ققنوس

روزمره‌ها، دغدغه‌ها

تک شاخ پرنده

تک شاخ پرنده دوست جادویی ما است

دانش کیهانی

هر دانش و آموزه ای که نوری به جایگاه کنونی ما بتاباند و چشم ما را در ادامه راه بازتر نگه دارد

روز هجدهم

اشعار پژمان بختیاری

زندگی به مثابه داستان های میلان کوندرا

آنچه در اینجا می نویسم واقعیت محض است

KHERS

لطفن توی بالاترین لینک نکنید. همچنین توجه داشته باشید که نظر دادن وظیفه نیست.

سکس،هنر و علم

در این وبلاگ سکس از دیدگاه هنری به تصویر کشیده شده ، و در مواردی رابطه آن با علم و نیز دین،فرهنگ و تمدن بررسی شده است

اندیشه

اندیشه هیچ پیشوند و پسوندی نمی‌پذیرد!

behcafe

خاطره ها و بعضی مواقع نوشته های بی ربط شیرین و بهزاد

ماندالا

می نویسم تا فراموش نشوم

بلند فكر ميكنم...

Enjoy your worries, you may never have them again

تِس آپه

آیم فاین. آیم جاست نات هپی.