کولی –

سردخانه‌ای می‌شدم برای لاشه‌ات 

اگر آخرین ِ مردگان این سال بودی
به سان پیرمردی خشک که
در دستهایم چندین رود را گریه کرد
برای ِ خاطر ِ چاقوهای ِ زخمی ِ مردُم
برای ِ خاطر ِ گنجشکی که
روی ِ شانه‌هایش مُرده بود.

چونان دخترک ِ چوپان ِ لاغری که
در شانه‌هایش دو اژدهای ِ خواب آلود دارد
دباغی خالی از پوست می‌توانستم باشم
برای خاطر ِ لرزش ِ شانه‌های کوچکت از سرما
برای ِ خاطر ِِ تمام ِ گرگ‌هایی که
هنگام دریدن ِ گوسفندی مُرده بودند شاید.

چون مادر ِ نیمه‌جانی که
آخرین موسیقی‌ای که شنیده
لالایی ِ مرگ‌باری بود که
برای نوزادش زمزمه ‌می‌کرد
گورستان‌ات می‌توانست باشد آغوشم
برای ِ خاطر ِ تقلای ِ کوچکت زیر ِ آوار
برای ِ خاطر تویی که
در هر خط ِ این شعر جان داده‌

چونان پسر ِ فلجی که
در پاهای‌اش دو بچه گراز فرار می‌کنند
قربانگاه‌ات می‌توانستم باشم
برای ِ خاطر سکون ِ حیوان ترسیده
به ِ خاطر ِ تن ِ بیگانه‌ات که
مرز ِ میان تو و تمام دنیاست .

اما اگر می‌توانستم دوستت بدارم
تمام این مرگ‌های ِ استعاره‌ای را
به مردگان ِ قرنهای ِ قبل می‌سپردم
و برای ِ زندگی‌ات کمین می‌کردم

اما اگر میتوانستم دوستت بدارم
حتما در سالی کبیسه اتفاق می‌افتادم
تا برای چند دقیقه ی ِ تو
چندین سال دست و پا بزنم
چون تک تیراندازی که
هدف ِآخرین گلوله‌اش خودش است.

Advertisements
Private Shouts

فریادهای درگوشی

دمادم

یادداشت های محبوبه موسوی

تخته سیاه

شعرهای امین شاهنده - رازها و روزها

تَب خال

آخرِ بازی

یک جنسِ دوم

یک زن. همان که جنسِ دوم می خوانندش.

نجواگونه هایی در ســــــــــکوت

در سکوت بی مانند خود به نجوا پرداخته ام، نجوایی آرام و لذت بخش

naghshi

از نشانه های مومن آنست: که وبلاگ نقشی را میخواند. ( پراکندهایی از نقشي)

پرده ی آخر

وقت اضافه

Parviz Azadian

Just another WordPress.com site

زندانيان سياسى

مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

Qar Yolcusu

قاریولجوسو

ردّ پا روی حرف

کلمات رد پای منند در این بیکران

رنجنامه

آنچه زندگی می طلبد ،کمی شجاعت است

hamitanha

Smile! You’re at the best WordPress.com site ever

نافله ی شب های من

هیچ و خاکستر

Danceswithdreams

nothing more than the others

بیداری

وبلاگ شخصی پوریا کاف

08:48

Holy shit

پلاك80

آنچه از من گمشده است...

Goldene Verstand

.Once upon a time, I had a goldene Verstand. I lost it, just as I lost myself. I am here to find it again.

آه که اینطور !

خستگی های یک ذهن خسته !

آواره ای در آمستردام

درد دلها و خاطرات آوارگی‌ها ,تنهاییها و تلخ و شیرینهای زندگی

ساحل غربی

درد دل های یک غریبه...

کافه زن

یادمان میم، زنی که رویایی ناتمام ماند

حالا‌هر‌چی

آخرالزمان من است اینجا. به حساب خودم می‌رسم

راوی به روایت خودش

روایت های این وبلاگ ، برداشت آزاذ من است از آنچه دیده ام

ققنوس

روزمره‌ها، دغدغه‌ها

تک شاخ پرنده

تک شاخ پرنده دوست جادویی ما است

دانش کیهانی

هر دانش و آموزه ای که نوری به جایگاه کنونی ما بتاباند و چشم ما را در ادامه راه بازتر نگه دارد

روز هجدهم

اشعار پژمان بختیاری

زندگی به مثابه داستان های میلان کوندرا

آنچه در اینجا می نویسم واقعیت محض است

KHERS

لطفن توی بالاترین لینک نکنید. همچنین توجه داشته باشید که نظر دادن وظیفه نیست.

سکس،هنر و علم

در این وبلاگ سکس از دیدگاه هنری به تصویر کشیده شده ، و در مواردی رابطه آن با علم و نیز دین،فرهنگ و تمدن بررسی شده است

اندیشه

اندیشه هیچ پیشوند و پسوندی نمی‌پذیرد!

behcafe

خاطره ها و بعضی مواقع نوشته های بی ربط شیرین و بهزاد

ماندالا

می نویسم تا فراموش نشوم

بلند فكر ميكنم...

Enjoy your worries, you may never have them again

تِس آپه

آیم فاین. آیم جاست نات هپی.