ریبندان

در آن خانه که من خفته‌ام
تو در چارچوبِ دَرش مرده‌ای
به آن هنگام که از گرمایِ اجاقدان
بر تن احتمالا سیرابم، عرق رخته‌ام
تو در رگهایت یخ کرده‌ای.

لابد آنگاه کز بیمِ خوابی ترسناک غلت زده‌ام
تو بر زمین افتاده و منتظر مرگ بوده‌ای
که همین هم از جان به یغما برده بودی.

تنت به هر خردک نسیمی لرزیده
استخوان به دیوار قالب کرده
دست قلاب به دست
که باد تو را در خویش نکشد
چونان که برگی زرد را یا شاخه‌ای خشک را.

نعشِ زمان بر تنت می‌خزیده
نعشِ خودت روی تن زمین
که هر آهی به هزار قرن به درازا می‌کشیدی
اگر آه کشیدن توانسته باشی‌.

نفس در لابه‌لای دندان‌هایت منجمد می‌شد
که کوهی از یخ در تنت فرو می‌ریخت
و دوباره کوه‌تر می‌شد.

زوزه‌ی سگان در گوش‌های نیمه‌ کرت می‌پیچید
به شیواییِ ناقوسی که در گوشِ ویرانه‌ای می‌پیچد
خوش شانس اگر بوده باشی
گربه‌ای هم شاید لیس زده باشد پایت.

ای کاش
از آتش می‌بودی
کاشکی رگ‌هایت شعله می‌کشید
اما نه،
که در اجاقدان خانه‌هامان می‌سوختی
یا به اجبار خدایت پنهان می‌شدی.

چشمهایت به تاریکی مدفون شده
و تو ندانسته‌ای که از در خاک فرورفتن است
یا از در خواب فرو رفتن
که هردو بر تو یکسان بوده.

اکنون صبح شده و من برخاسته از کابوس دیشبم
اکنون صبح شده و تو در کابوس دیشبت مرده‌ای
اکنون صبح شده
تو از سرما مُرده‌ای
تو در سرما مرده‌ای.

Advertisements
Private Shouts

فریادهای درگوشی

دمادم

یادداشت های محبوبه موسوی

تخته سیاه

شعرهای امین شاهنده - رازها و روزها

تَب خال

آخرِ بازی

یک جنسِ دوم

یک زن. همان که جنسِ دوم می خوانندش.

نجواگونه هایی در ســــــــــکوت

در سکوت بی مانند خود به نجوا پرداخته ام، نجوایی آرام و لذت بخش

naghshi

از نشانه های مومن آنست: که وبلاگ نقشی را میخواند. ( پراکندهایی از نقشي)

پرده ی آخر

وقت اضافه

Parviz Azadian

Just another WordPress.com site

زندانيان سياسى

مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

Qar Yolcusu

قاریولجوسو

ردّ پا روی حرف

کلمات رد پای منند در این بیکران

رنجنامه

آنچه زندگی می طلبد ،کمی شجاعت است

hamitanha

Smile! You’re at the best WordPress.com site ever

نافله ی شب های من

هیچ و خاکستر

Danceswithdreams

nothing more than the others

بیداری

وبلاگ شخصی پوریا کاف

08:48

Holy shit

پلاك80

آنچه از من گمشده است...

Goldene Verstand

.Once upon a time, I had a goldene Verstand. I lost it, just as I lost myself. I am here to find it again.

آه که اینطور !

خستگی های یک ذهن خسته !

آواره ای در آمستردام

درد دلها و خاطرات آوارگی‌ها ,تنهاییها و تلخ و شیرینهای زندگی

ساحل غربی

درد دل های یک غریبه...

کافه زن

یادمان میم، زنی که رویایی ناتمام ماند

حالا‌هر‌چی

آخرالزمان من است اینجا. به حساب خودم می‌رسم

راوی به روایت خودش

روایت های این وبلاگ ، برداشت آزاذ من است از آنچه دیده ام

ققنوس

روزمره‌ها، دغدغه‌ها

تک شاخ پرنده

تک شاخ پرنده دوست جادویی ما است

دانش کیهانی

هر دانش و آموزه ای که نوری به جایگاه کنونی ما بتاباند و چشم ما را در ادامه راه بازتر نگه دارد

روز هجدهم

اشعار پژمان بختیاری

زندگی به مثابه داستان های میلان کوندرا

آنچه در اینجا می نویسم واقعیت محض است

KHERS

نظر دادن وظیفه نیست.

سکس،هنر و علم

در این وبلاگ سکس از دیدگاه هنری به تصویر کشیده شده ، و در مواردی رابطه آن با علم و نیز دین،فرهنگ و تمدن بررسی شده است

اندیشه

اندیشه هیچ پیشوند و پسوندی نمی‌پذیرد!

behcafe

خاطره ها و بعضی مواقع نوشته های بی ربط شیرین و بهزاد

ماندالا

می نویسم تا فراموش نشوم

بلند فكر ميكنم...

Enjoy your worries, you may never have them again

تِس آپه

آیم فاین. آیم جاست نات هپی.